سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
542
تاريخ ايران ( فارسى )
كتيبه به زبان پهلوى در نقش رجب فصل سى و ششم شاپور اول اسيركنندهء والرين اين پيكر مزدهپرست خدايگان شاپور شاهنشاه ايران و غير ايران آسمانىنژاد از ايزدان پسر مزدهپرست خدايگان اردشير شاهنشاه ايران آسمانىنژاد پور ساسان پاپك پادشاه « ترجمهء كتيبهء پهلوى نقش رجب » جلوس شاپور اول 240 ميلادى شاپور « 1 » يا بقول نويسندگان مغرب ساپر اول در سال 240 ميلادى بجاى پدر والامقامش بر تخت نشست . مطابق عقيدهء نويسندگان ايران مادرش دختر اردوان بود . او بعد از آنكه بنكاح اردشير درآمد قصد كرد كه بتلافى خون پدرشوهرش اردشير را مسموم سازد ، گو موفق بانجام اين امر نشد ولى در نتيجهء اين سوءقصد اردشير حكم كرد ويرا بقتل برسانند و چون او به شاپور حامل بود وزير اردشير جانش را از خطر رهانيده با پسرى كه از او متولد شد در يك محل مخفى نگاهدارى نمود . روزى اردشير از نداشتن فرزندى كه جانشين او گردد . اظهار دلتنگى نمود ولى بعد كه شنيد پسرى از او موجود مىباشد بغايت خوشحال گرديد . او براى آزمايش اينكه پسر از نسل پادشاه است امر كرد وى با عدهاى از همبازيهايش در حضور شاه چوگانبازى كنند كه در اين بازى اردشير شهرتى بسزا داشت ، چنان كه گوئى جلو پادشاه عمدا انداخته شد و شاپور جرئت نموده
--> ( 1 ) - معناى اين اسم « پسر شاه است » .